تبليغاتX
قوپوز - خاطراتي از قليان

اصولا بر همه كساني كه از فهم و شعور بهره كافي و وافي برده باشند واضح و مبرهن است كه قليان چيز بسيار خوبي است و مفيد است و ...

به همين دليل من هم چيزي كه زياد دارم خاطره از قليان است كه چندتا از قابل روايت ترينشان را در اين پست مي نويسم

با جماعتي از بچه هاي دانشگاه آزاد ساوه كه امروز بيشتر مشاركتي هستند قليان مي كشيديم و بعد هم شرطبندي در مورد اينكه چه كسي مي تواند يك جرعه از آب مخزن قليان بخورد و ادامه كل كل تا اينكه آب مخزن قليان يكماه ماند و بعد....

در دانشگاه علوم و تحقيات به دليل نبود امكانات و پيشرفت تكنولوژي ناچار بوديم براي تهيه ذغال از آتشگردان استفاده كنيم و در محيط پشت دانشكده فني با حضور گرم بچه هاي ورودي 74-75 مكانيك و فيزيك مراسم معنوي قليان كشي راه بياندازيم.

يكبار با آرش بهنام طلب در ساعات متمادي براي ركوردگيري قليان كشيديم و بعد هم از هم خداحافظي كرديم و هركدام به سويي رفتيم نيم ساعت بعد در مقصد متوجه شديم كه به دليل حالات معنوي خاص ناشي از تدخين زياد متوجه نشديم كه هر دو هم مسير و هم مقصديم

سال 82 با دوستان دانشجو در هتل مارليك تهران برنامه قليان داشتيم همين باعث شده بود كه شبهاي زندان سال 82 در بند 2 الف ، عبدالله مومني براي صدا كردن من از نام مستعار مارليك استفاده كند

در همان زندان در گفتگوهاي شبانه سر يك قليان با عبدالله شرط بستم كه قبل از باز شدن دانشگاهها ما آزاد مي شويم؛ هر چند عبدالله هنوز شرط باخته خود را ادا نكرده است.

سالهاي 83-84 براي ميانجي گري بين طيفهاي مختلف تحكيم بارها و بارها جلسات مختلف حول محور قليان برگزار كرديم يكبار هنگام گزارش يكي از جلسات يكي از دوستان عزيز نهضت مي گفت نمي توانيد قليان را از پكيج مذاكرات خارج كنيد؟

در آن سالها مجيد حاج بابايي تلاش زيادي مي كرد تا براي حضور مستحكم در شوراي مركزي تحكيم قليان كش قهاري هم بشود اما افسوس كه بعد از دوره فشرده آموزشي در سفره خانه هاي دركه فقط به بخش دوم پروژه قناعت كرد.

مدتها حسين نوراني نژاد و پرستو سرمدي منتظر بودند تا من به عنوان چشم روشني ازدواجشان يك قليان هديه ببرم اما گويا تاخير من باعث شده كه خودشان يكي بخرند.

يادش بخير براي چشم روشني ازدواج مرحوم مهران قاسمي هم يك قليان سفيد برده بودم.

بسياري از ايده هاي جالب در قهوه خانه به مغزم خطور مي كند مانند ايده هايي كه براي آينده اصلاحات در قهوه خانه هرمز هنگام همراهي با مهدي افشار بررسي كرديم

آخرين خاطره قليان هم با حامد طالبي(خبرنگار مسلمان) بود كه عليرغم اختلاف نظر كامل در كليه مواضع سياسي و فرهنگي و اجتماعي فقط در مورد قليان تفاهم داريم.

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  |