به نظر مي رسد براي تمام كساني كه انتخابات برايشان فوق العاده مهم به نظر مي رسيد نتايج آن مشخص شده است هرچند شايد همچنان تلاشهايي براي مهم و تاثيرگذار دانستن شركت در مرحله دوم انتخابات هم صورت پذيرد.
نگارنده از مدتها پيش و در جلسات مختلف با دوستان اصلاح طلب ياداوري كرده بود كه نتايج انتخابات نه تنها در 200 حوزه مورد ادعاي اصلاح طلبان بلكه در 290 حوزه انتخابيه مشخص و برنامه ريزي شده است اما در اين برنامه ريزي براي اصلاح طلباني كه مطمئنا مي توانند ، چهار سال آينده حضورشان در مجلس هم مانند چهار سال گذشته بدون حتي يك انتقاد جدي ادامه دهند كرسي هايي در نظر گرفته شده است.
تخصيص حدود 40 كرسي به اين گروه كه علاقه دارم آنها را "اصلاح طلبان يواش" بنامم نيز در فرآيند يك انتخابات مهندسي شده كاملا توجيه پذير و قابل پيش بيني بود.
اين تعداد كرسي باعث مي شود كه در عين اينكه لوايح دولت فخيمه و نظرات حكومت با اكثريت قاطع بالاتر از دو سوم به تصويب برسد ولي هميشه چند نماينده هم براي صحبت كردن از تريبون به عنوان مخالف حضور داشته باشند تا مبادا شائبه فرمايشي بودن مجلس در اذهان منافقان و معاندان و براندازان خطور نمايد.
تعداد حدود 30 كرسي در مجلس همچنين براي برخي گروههاي اصلاح طلب نيز كافي است تا با غلو در نتايج و افزودن كانديداهاي مشتركشان با جناح اقتدارگرا در برخي شهرهاي ادعاي حضوري موفقيت آميز در رقابت هاي انتخاباتي و توجيهي براي حضور آتي خود بيابند. در عين حال در مواجه با حاكميت نيز واقف به وزن و شرايط خود شده و اضافه خواهي ننمايند.
(در شهري مانند شیراز نامزد مورد حمايت ائتلاف اصولگرايان و ائتلاف فراگير اصولگرايان از سوي اصلاح طلبان هم حمايت شده و در نهايت نيز هر سه گروه اين كانديداي برنده را در شمار كرسي هاي فتح شده خود مي شمارند.)
انتخابات جلس تمام شد.
به هر حال انتخابات هشتمين دوره مجلس هم تقريبا به اتمام رسيده است هرچند كه شايد با رايزني هاي خاتمي چند نفري هم در مهندسي مجدد انتخابات به ليست مهندسي شده افزوده شوند (احتمالا دو تا سه نفر اول ليست اصلاح طلبان تهران و يكي دو نفر از شهرستانها)
اكنون آينده نظام سياسي ايران در پيش روي اصلاح طلبان و اقتدارگرايان قرار دارد
اقتدارگرايان اگرچه پس از تصويب سومين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل وضعيتي شكننده در سياست خارجي دارند اما در داخل كشور همچنان مقتدارانه تماميت نظام سياسي را در قبضه دارند و به تمديد و تجديد آن در انتخابات آتي رياست جمهوري مي انديشند .
اصلاح طلبان پس از نتايج نااميد كننده در انتخابات شوراها و مجلس و موج دلسردي ناشي از عدم همراهي با خواسته هاي دانشجويان و جوانان كنشگر اصلاح طلب به انتخابات رياست جمهوري آينده به عنوان آخرين روزنه اميد بازگشت به قدرت سياسي چشم دوخته اند.
واقعيت در اين است كه براي حاكميت مهندسي در نتايج انتخابات رياست جمهوري به مراتب سخت تر از انجام اين كار در انتخابات مجلس است و نمونه آن هم در دوم خرداد 76 به چشم مي خورد كه خيزش عظيم مردمي حاكمان را ناگزير از تن دادن به انتخاب اكثريت جامعه نمود.
در انتخابات آتي رياست جمهوري افراد زير احتمال حضور دارند هر چند كه نمي توان از تصميمات ستاد پنهاني كه نفر هفتادم انتخابات مجلس از تهران را براي رياست جمهوري حمايت و هدايت مي كند نيز غافل ماند.
اكبر هاشمي رفسنجاني:
به نظر مي رسد هاشمي اينبار ديگر تمايلي به آزمودن ميزان محبوبيت خود در آزمون انتخابات نداشته باشد هر چند كه در صورت حضور وي احتمالا نتيجه اي بهتر از آخرين انتخابات رياست جمهوري كسب مي كرد.
هاشمي اكنون در مقام رئيس مجلس خبرگان و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام جايگاهي نسبتا تثبيت شده دارد، مضاف بر اينكه بالاخره بر اثر رايزني هاي پشت پرده اكنون برخي نهادهاي انتصابي حكومت نيز موظف به پذيرش واقعيت حضور وي و استفاده از پيشوند آيت الله براي ناميدن او شده اند. هاشمي امروز فقط به يك صندلي ديگر مي انديشد.
مهدي كروبي:
معترض ولي معتقد و ملتزم به نظام اگرچه در انتخابات مجلس تا حد امكان از انتقادات خود به جنتي و شوراي نگهبان كاست تا موجبات حضور خيل عظيم تري از هوادارانش را در مجلس آينده فراهم نمايد اما نتيجه رقابتهاي انتخاباتي در مورد برجسته ترين عضو حزب وي (منتجب نيا) به اندازه كافي براي وي دلگرم كننده نبوده است.
كروبي كه از سالها پيش روياي دستيابي به پست رياست جمهوري را در سر مي پروراند احتمالا از ماههاي آينده و آغاز رقابتهاي رياست جمهوري با اطمينان از تائيد صلاحيت خود بي محابا به كليه نهادهاي حاكميتي علی الخصوص جنتی و مجتبی خامنه ای مي تازد تا از اين رهگذر اصلاح طلبان بدون نامزد را در حمايت از خود به عنوان نامزد نيروهاي منتقد در ناگریزی!! اتحاد علیه تمامیت خواهان، راضي نمايد.
كروبي حتي با پرداخت نفري 200 هزار تومان هم هيچ شانسي براي پيروزي در انتخابات ندارد و كليه گروههايي هم كه سرنوشت خود را به سرنوشت او در انتخابات گره بزنند در واقع ناچار خواهند بود با پايان شمارش آرا شاهد پايان حضور سياسي خود نيز باشند.
سيد محمد خاتمي
بزرگترين شانس اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري ، و تنها نامزد اصلاح طلبي كه ولو با حكم حكومتي به هر حال امكان تائيد صلاحيت قطعي وي وجود دارد و در فضاي فعلي ايران در برابر تمام نامزدهايي كه تائيد صلاحيت مي شوند تفكراتي آزاديخواهانه تر دارد، امكان اجماع تمام نيروهاي اصلاح طلب بجز شيخ مهدي كروبي حول محور حمايت از او وجود دارد و دانشجويان و جوانان هم ولو معترض حاضر به حمايت و همكاري براي تجديد خاطرات دوره اول اصلاحات هستند. خاتمی از عوامل:
1- اجماع اصلاح طلبان
2- شانس پیروزی
3- تائید صلاحیت
4- پذیرش شخصی
حداقل سه عامل اول را دارد اما البته خجالتي تر از اين است كه در برابر فشارهاي كروبي و نهادي كه ميرحسين موسوي را از نامزدي منصرف ساخت ايستادگي نمايد.
مير حسين موسوي:
مطابق معمول بخش چپ اصلاح طلبان و شايد اينبار بخش راست آن در آستانه هر انتخاباتي تلاشهايي براي ترغيب يادگار دوران خوش برابري و عدالت و كوپن و .... به حضور در انتخابات انجام مي دهند و غالبا نيز اين تلاشها نافرجام مي ماند، مگر اينكه اينبار معجزه اي رخ دهد.
ساير نامزدهاي اصلاح طلب:
در صورت عدم حمايت قاطع هاشمي از نامزدهاي ديگر اصلاح طلب نظير محمد علي نجفي امكان تائيد صلاحيت هيچكدام وجود ندارد و در صورت تائید هم به هیچ عنوان اجازه پیروزی به آنان داده نخواهد شد.
باقر قاليباف:
فرمانده جدي دوران جنگ و رئيس خشن نيروي انتظامي در سالهاي گذشته و شهردار خنده بر لب سالهاي اخير اگر چه پتانسيل فراواني براي حضور در رقابت هاي مختلف دارد اما با توجه به موضع گيري هاي سالهاي اخيرش نشان داده كه نيروي چندان مطمئن و مورد اعتمادي براي حاكميت نيست مخصوصا جنبه تغییر یک شبه از کاندیدای پیروز به نامزد بازنده را ندارد و به همين دليل نيز اگرچه ممكن است خودسرانه در انتخابات شركت كند اما در صورت عدم حمايت هاشمي و كارگزاران از وي شكست سنگينش در انتخابات وي را ناگزير به ادامه فعاليت به عنوان خلبان و عضو نهادهايي نظير مجمع تشخيص مصلحت و ... خواهد نمود.
محمود احمدي نژاد:
بولدوزري كه در طول سه سال اخير در مقام رئيس دولت نهم تمام آلودگي هاي مزاحم حاكميت را از بدنه دولت و دستگاههاي اجرايي زدود شايد در دوران ثبات دیگر چندان كارآمد نباشد علي الخصوص تندرويهاي وي در برخورد با افرادي مانند رئیس مجلس خبرگان نيز يكي از مشكلات تمديد دوران رياست جمهوري براي اوست.
هرچند احمدی نژاد می کوشد با سیاست فرار به جلوی خود سرنوشتش را به سرنوشت سیاست خارجی ایران گره بزند و حاکمیت را ناچار سازد تا برای پرهیز از شائبه عقب نشینی ام القرای جهان اسلام از مواضع انقلابی اش بازهم وی را در مسند ریاست دولت تحکیم نماید.
غلامعلي حداد عادل:
رئيس مودب مجلس هفتم، مطمئن و مورد اعتماد حاكميت براي ادامه راه احمدي نژاد در دوران ثبات است. اگرچه شور و شر و قاطعيت اجرايي احمدي نژاد را ندارد اما مشكلات وي در مواجه با هاشمي و بخشي از جريانات قديمي راستگرا را هم ندارد.
علي لاريجاني:
علاوه بر تمام خصوصيات مثبت حداد عادل داراي پايگاه سنتي در ميان جناح راست نيز هست هرچند كه به دلیل غرور ناشی از اصالت خانوادگی به اندازه حداد مورد اعتماد حاكميت نيست. و البته در صورت تکیه زدن حداد عادل بر کرسی ریاست دولت لاریجانی می تواند مورد پسند ترین رئیس مجلس برای اقتدارگرایان باشد.
دیگر نامزدهای اقتدار گرا
به نظر می رسد جناح اقتدارگرا با توجه به تسلط بلامنازعی که بر کلیه شئون و مناصب حکومتی دارد لزوم چندانی به معرفی نیروهای جدید حس نمی کند.
چه باید کرد:
دلیل اصلی شکست اصلاح طلبان در انتخابات اخیر دوری از شعارهای اصلاح طلبانه و همچنین ناکارامدی ائتلافهای انان بود.
جبهه مشارکت که پیش از مجلس ششم با شعار تغییر قانون مطبوعات و دیگر طرحهای اصلاح طلبانه موفق شده بود رای بالای شهروندان را از ان خود نماید این دوره در ائتلاف با گروهی تحت عنوان اصلاح طلبان که تمام هم و غمشان فرار از اتهام تندروی بود بدون هیچ برنامه و شعار مشخصی در انتخابات شرکت نموده بود.بدون هیچ شعار مشخص نمی توان امید جذب هیچ گروه اجتماعی خاصی را هم داشت.
ناکارامدی ائتلاف:
واقعیت این است که ائتلاف بین گروههایی که خطوط قرمز متفاوت و اهداف متفاوت تری دارند نتیجه ای بهتر از نتایج ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به بار نخواهد آورد. ستادی که ابتدا حتی در مورد شرکت یاد عدم شرکت در انتخابات مردد بود و بعد رسما اعلام شد که با لیست 23 نفره اعتراضی در تهران شرکت خواهد کرد در نهایت با افزودن تعدادی اسامی ناشناس لیستی 30 نفره را برای انتخابات معرفی کرد اما در فریندی که هیچیک از گروههای حاضر در این ائتلاف حتی حاضر به پرداخت هزینه های مادی ستاد نیز نبودند و به سادگی می توان بی تمایلی گروههای مختلف عضو ستاد را به حمایت و پشتیبانی تمام قد از لیست ائتلاف مشاهده نمود.
اصلاح طلبان باید در صورت تمایل به حضور موفق در انتخابات ریاست جمهوری ائتلافهایی جدید را تعریف کنند که شاید در انتخابات ریاست جمهوری آینده مشارکت و سازمان مجاهدین با احزابی نظیر نهضت آزادی ایران و مجموعه کارگزاران و خانه کارگر هم شاید مستقلا و باقی گروهها نیز حول محور شیخ مهدی کروبی به باز تعریف ائتلافهای خود بپردازند.