بیست و پنجم مهر 1386
روز عید فطر بعد از اینکه نگذاشتند نماز عید رو تو هنرستان کاراموز بخونیم با برخی دوستان به منزل دکتر یزدی رفتیم ونماز عید رو اونجا خوندیم که خبرش هم تو اکثر سایتها هست و بعد از نماز هم دکتر یزدی صریح ترین سخنرانی دو ساله اخیر خودشو انجام داد که کلی مایه مسرت شد، مدتها بود همچنین تحلیل صریحی رو کسی مطرح نکرده بود و به قول علوی تبار یه جور راز همگانی شده بود که کسی روش نمی شد بگه
ادامه مطلب
و البته دو روز بعد منابع آگاه !! خبر دادند که دکتر یزدی رفته دبی تا با دار و دسته دختر دیک چنی ملاقات کنه و لابد انقلاب نارنجی و سبز و غیره انجام بده و ...
البته اون بخش انقلابش که حتما از دکتر برمیاد چون کسی که تونسته تو یه انقلاب سرخ نقش مهمی داشته باشه مطمئنا می تونه تو انقلاب نارنجی نقش بزرگتری داشته باشه (یه تحلیل کاملا منطقیه)
فقط می مونه این دختر دیک چنی که منو تحریک کرد تا تو اینترنت دنبالش بگردم
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت | لینک
|
هفتم مهر 1386
می و میخانه ور افتاد
ادامه مطلب
عیش و طرب و باده به وقت سحر افتاد
بازهم رمضان امد و شبهای قدر هم نزدیکه و من همچنان غیر از گرسنگی بهره ای از این ماه عزیز نبرده ام
شاید خنده دار باشه و یا باور نکردنی اما بدم نمی اومد که این شبها رو تو زندان بودم
برای افرادی مثل من که همینطوری نمی تونیم دنیا رو بذاریم کنار و به آخرت بچسبیم سلول انفرادی خیلی کمک و دوپینگ مناسبیه!
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت | لینک
|
