تبليغاتX
قوپوز

اصولا بر همه كساني كه از فهم و شعور بهره كافي و وافي برده باشند واضح و مبرهن است كه قليان چيز بسيار خوبي است و مفيد است و ...

به همين دليل من هم چيزي كه زياد دارم خاطره از قليان است كه چندتا از قابل روايت ترينشان را در اين پست مي نويسم

 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

به نظر مي رسد براي تمام كساني كه انتخابات برايشان فوق العاده مهم به نظر مي رسيد نتايج آن مشخص شده است هرچند شايد همچنان تلاشهايي براي مهم و تاثيرگذار دانستن شركت در مرحله دوم انتخابات هم صورت پذيرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

" اصولا اين چيزي كه داره برگزار ميشه انتخابات نيست.

يك جور مناسك مذهبيه شبيه به بيعت براي تائيد محفلي مشورتي كه به حاكم اسلامي مشورت بدهند.

مردم هم مانند مناسك حج و ... براي تكميل دينشان بايد در آن شركت كنند و مسيري را كه تعيين شده بروند." 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

متاسفانه در سه هفته اخير به دليل قطع بودن سيستم اينترنتم در خانه امكان آپديت وبلاگ فراهم نشده و در محل كارهم اين وجدان بي صاحب اجازه آپديت را نمي دهد.

اين چند خط را با اينترنت مفتي يكي از دوستان مي نويسم و اميدوارم كه در يكماه آينده مسوولين مخترم وزارت مخابرات حال و حوصله براي سر و سامان دادن به وضعيت اينترنت را داشته باشند.

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

امروز روزنامه نگارترین کسی رو که تا به حال دیده بودم به خاک سپردیم

امروز از جلوی در روزنامه با بچه های تحریریه مهران رو تشییع کردیم تا بهشت زهرا که قرار بود وزیر سابق ارشاد بر پیکرش نماز بخونه اما نمی دانم چرا اینطور نشد

روزنامه های مختلف ستون و یادداشت و حتی ویژه نامه برای مهران چاپ کرده بودند و مهران هم با اون عکسهای خندانش بالاخره تیتر یک و دوی چندتا روزنامه شد

هرچند که چند روز دیر بودو مهران دو روز قبل مرده بود

امروز مهران اولین مهمان جایگاهی شد که قراره به مرور خیلی از مطبوعاتی ها هم همسایه اش بشیم

امروز همه بچه های تحریریه اشک می ریختن و حق شناس هم می گفت که مهران اگر عمر می کرد روزنامه نگار بزرگی می شد

نمی دونم حق شناس بزرگی رو به چی می دونه؟ اما فکر نمی کنم مهران تا آخر هم فرق زیادی با این وضع می کرد

مهران دوست نداشت که روزنامه نگاری پله و نردبانش باشه چون می خواست همیشه روزنامه نگار بمونه ، حتی تحریریه رو هم به سردبیری ترجیح می داد.

اگر نیم قرن دیگر هم توی روزنامه می موند نه هوس نمایندگی مجلس به سرش می زد و نه ترجیح می داد که از سوابق حضورش تو مطبوعات برای گرفتن یک شغل غیر مطبوعاتی استفاده کنه

مهران سالها مکانیک خواند اما بالاخره ول کرد چون مهندس خوبی نمی شد،‌ مدتی تجارت کرد اما بیخیال شد چون تاجر خوبی هم نمی شد.

اما وقتی روزنامه نگار شد دیگه ول نکرد چون عاشق این کار بود و توی محیط روزنامه نفس می کشید و روزنامه نگار خوبی شد،‌اونقدر خوب که حتی مطبوعاتی هم مرد

تشییع امروز مطبوعاتی ترین تشییع جنازه ای بود که من دیدم،‌بغیر از چند نفر که شاید برای تبلیغات انتخاباتی پیام و تسلیت دادند بقیه بچه ها فقط برای مهران و سارا آمده بودند،‌ بچه های تحریریه ، بچه های فنی و...

 

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

سنگین ترین بار دنیا وزن پیکر دوست قدیمیته که گذاشتی روی دوشت و داری لاالله الا الله می گی

امروز من این بار رو تحمل کردم

مهران قاسمی یکی از عزیز ترین دوستام رفت

خیلی ها با مهران همکلاس و هم دانشگاهی بودند، خیلی ها تو عالم مطبوعات باهاش همکار بودند، و چند نفری هم در عامل تجارت باهاش شریک بودند.

من سالها همکلاس،‌شریک و همکار مهران بودم،‌امروز از حاصل این همه فقط برام کلی خاطره خوب مونده و جای خالی مهران....

کار کردن باهاش، درس خوندن باهاش و دو دره کردن کلاس و دفتر و روزنامه با مهران دنیایی داشت یه هیکل زمخت و یک قلب ساده و کوچک

امشب غم عالم تو دلمه، دارم می نویسم شاید آروم بشم

اونور خونه هم شقایق داره گریه می کنه چون مهران از اول آشنایی ما دوتا هم تو زندگیمون نقش داشت.

می خوام برم تو وبلاگ مهران و سارا (سبکباران)یه کامنت بذارم برای برادر عزیزم که از دستش داده ام و برای خواهر خوبم که تنها شده

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

بانوی شعر ایران جوابیه ای به طنازی در پاسخ به تشبیهات و شباهتهای یکی از مقامات سروده که اگر چه کمی دیر اما بجاست که در وبلاگم باز نشرش کنم

امیدوارم بیماری چشم استاد سیمین بهبهانی هرچه سریعتر بهبود یابد (ایشان را آخرین بار در مطب چشم پزشکی ملاقات کردم)

شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی
که روشنـــفکر را بزغاله خواندی
ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند
در این خط جمله را بیــجا نشـاندی
سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
به نان و آب مجــانی کشــاندی
از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود
هیاهــو شد عجب توتــــی تکانــدی
سخن هایت ز حکمت دفــتری بود
چه کفتر ها از این دفتر پراندی
ولیــکن پول نفـت و سفره خلــــق
ز یادت رفت و زان پس لال ماندی
سخن از آسمان و ریسمان بود
دریـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی
چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
سلامـی هم به میــمون میرساندی

سیمین بهبهانی.

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

 حدود 20 سال پیش من و رضا گلزار همکلاس بودیم و در برخی مسائل مشترک، بعد که پوستر رضا  رو روی نشریات زرد دیدم هیچوقت فکر نمی کردم که دیگه نقطه مشترکی داشته باشیم

غافل از اینکه سیر حوادث و خوشتیپی من!! باعث میشه که خبرگزاری زرد فارس برای بالابردن امار بازدید کننده هاش از تصویر من استفاده ابزاری کنه

دیروز حامد طالبی از فارس نیوز تماس گرفت و چندتا سوال ساده پرسید و من هم جواب دادم البته پاسخهای من رو بدون تغییر منتشر کرده اما روتیتر و سابقه خبر و جمعبندی خبرش هیچ ربطی به صحبتهای من نداره

 در تعجبم چرا که فکر می کردم فقط در یکی  از این موارد میشه نظرات شخصی خبرنگار رو کاملا بر متن مصاحبه ترجیح داد اما اخبار خبرگزاری فارس بیشتر به یه گزارش شبیه است که مقدمه و موخره و سایر اجزاش رو خودشون می نویسند و آنچه اصلا اهمیت نداره براشون اصل خبره

من برای خبرگزاری فارس و خبرنگاراش متاسفم که ناچارند بخاطر مسائل ایدئولوژیکشون تا این حد غیر حرفه‌ای عمل کنند و ناچار می شوند برای کاهش بازدید کننده ها بدلیل رفتارهای غیر حرفه‌ای شون با ترفندهای زرد نظیر همون استفاده از عکس و ... آمار بازدید کننده ها رو بالا ببرند.

البته اگر قبلا با خود من مشورت کرده بودند یک عکس با کراوات براشون می فرستادم که حداقل با تیترشون همخونی داشته باشه

مصاحبه با فارس رو می تونید در ادرس زیر بخونید

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8610030390

 

البته بعد از اینکه از حامد طالبی به دلیل استفاده از عکس تشکر کردم عکس منو با لوگوی نهضت عوض کرد.

 

 

تکمله:

حامد طالبی تماس گرفت و توضیح داد که خبر وقتی تو صفحه پائین می رود عکس آن تغییر می کند و چون عکس با کیفیت از من نداشته اند ناچر از لوگوی نهضت استفاده کرده اند.

و البته این توضیحات هچگونه منافاتی با شباهت من و گلزار ندارد.

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

دیروز روز دانشجو بود یکی از دوستان اس ام اس داده بود به این مضمون که مخل امنیت ملی،‌وطن فروش، عامل استکبار،‌افراطی،‌بازی خورده و .... دانشجو روزت مبارک

البته القابی را که عملگان استبداد در سالهای اخیر به جنبش دانشجویی اعطا کرده اند اگر بشمریم بیش از اینها می شود اما با همه این القاب و با وجود اینکه یک دوره دانشجویان لیبرال و اینبار دانشجویان چپ را برای طی دوره اموزشی در دانشگاه اوین برگزیده اند اما هنوز دانشگاه زنده است و به این آسانی ها هم خیال مرگ ندارد.

یاد می کنم از دوستانم عزیزی و علی نیکو که امروز دوباره در ۲۰۹ مبتلایند و دوستان چپی که اگر چه با تفکرشان مشکل داشتم اما با خودشان دوستی و یا به قول آنها "رفاقت" داشتیم

با سعید حبیبی که هر از چندی اس ام اس می زد و به همه "رفقا" سلام می رساند و من پاسخ می دادم ما دوست هستیم اما "رفیق" نه!!

سعید چند وقت پیش می گفت اینبار اگر به زندان بیافتد بنا بر عدم پاسخ به بازجو ها دارد با اخلاقی که از او می شناسم  برایش بیش از بقیه نگرانم

اما برای دانشگاه نه چون بیش از همیشه زنده است

در شاهرود ،‌شیراز،‌ همدانة‌تهران، پلی تکنیک،‌آزاد تبریز و همه ایران دانشگاه زنده است و زنده تر هم خواهد شد

 

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

بازهم هفته پیش شماره دوستان دراویش گنابادی که روی موبایل افتاد حدس زدم که مثل همیشه ماموران و نیروهای امنیتی و انتظامی  به آنها حمله کرده اند و دراویش هم به دنبال درج خبر آن هستند

 البته مطابق همان اصل "هرچی ما می ریم پبشتر و پیشتر" اینبار مهرورزی با دراویش پرمایه تر بوده و علاوه بر تخریب کامل حسینیه شان شامل مضروب و دستگیر کردن حدود ۲۰۰ نفر و بازداشت خانه به خانه مابقی دراویش در فردای آن روز بوده

در میان کلیه مناطق سنی نشین برادران اهل سنت ترکمن منشی دارند که اصلا برچسب وهابی به انها نمی چسبد و برخلاف بلوچها و کردهای اهل سنت ،‌ترکمنها اصلا کاری هم به سیاست ندارند اما با گسترش دامنه مهرورزی، مسجد اونها هم با خاک یکسان شد و امام جماعت و  هیات امنا هم روانه زندان

تو دفتر سیاسی نهضت بحث شد و قرار شد یه بیانیه در این مورد صادر کنیم و به حاکمان هشدار بدیم،‌اما کو گوش شنوا

قضیه دو حالت داره یا آقایان بحث انسجام اسلامی و اتحاد رو یه شوخی می دونند و یا عناصر خودسر همه ایران رو تصرف کردند و در سیستان و بندرترکمن بساط اهل سنت رو به هم می زنند و در لرستان حسینیه دراویش را در هم می کوبند و در پایتخت و اصفهان هم با زور باتوم جلوی برگزاری نماز جمعه و عید رو می گیرند نمی دونم دیگه کجا مونده که توسط نیروهای خودسر تصرف نشده باشه؟!

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  |